شيخ حسين انصاريان

30

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)

بود از يك نفر يهودى به عنوان قرض گرفتم كه پس از بيست روز به او برگرداندم ، نصف آن را پرداختم و براى پرداخت بقيهء آن او را نديدم جستجو كردم ، گفتند : به بغداد رفته . شبى قيامت را در خواب ديدم ، مرا در موقف حساب حاضر كردند ، خداوند مهربان به فضلش مرا اذن رفتن به بهشت داد . چون قصد عبور از صراط كردم ، زفير و شهيق جهنم مرا بر صراط نگاه داشت و راه عبورم را بست ، ناگاه طلبكار يهودى چون شعله‌اى از جهنم خارج شد و راه بر من گرفت و گفت : بقيهء طلب مرا بده و برو . من تضرع كردم و به او گفتم : من در جستجويت بودم تا بقيهء طلبت را بپردازم ولى تو را نيافتم . گفت : راست گفتى ولى تا طلب مرا ندهى از صراط حق عبور ندارى . گريه كردم و گفتم : من كه در اينجا چيزى ندارم كه به تو بدهم . يهودى گفت : پس بجاى طلبم بگذار انگشت خود را بر يك عضو تو بگذارم . به اين برنامه راضى شدم تا از شرش خلاص شوم ، چون انگشت بر سينه‌ام گذاشت از شدت سوزش آن از خواب پريدم « 1 » ! ! ابتلاى به سوء حساب در برزخ مرحوم علامهء مجلسى رحمه الله از شهيد اول از احمد بن ابى الجوزى نقل مىكند كه : آرزو داشتم در عالم خواب ابو سليمان دارانى راكه از عباد و زهاد بود ببينم ، پس از گذشت يكسال از فوتش او را ديدم و گفتم : خداوند با تو چه معامله كرد ؟ گفت : اى احمد ! وقتى در دنيا بودم از باب صغير مىآمدم بار شترى را ديدم يك چوب كوچك به اندازهء خلال از آن گرفتم ، نمىدانم با آن خلال كردم يا دور افكندم ، اكنون

--> ( 1 ) - دارالسلام : 268 .